خودشیفتگی چیست و افراد خودشیفته چه ویژگیهایی دارند؟
خودشیفتگی یا نارسیسیم (Narcissistic Personality Disorder – NPD) یک اختلال روانی قابل تشخیص است که با نیاز شدید به جلب توجه و تحسین، واکنشهای شدید به انتقاد، نوسانات هیجانی، تکانشگری و کاهش همدلی نسبت به دیگران شناخته میشود. افراد مبتلا معمولاً تصویری اغراقآمیز از اهمیت خود دارند، اما در پس این ظاهر، عزتنفسی شکننده و حساس پنهان است که میتواند روابط و سلامت روان آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
اختلال خودشیفتگی (npd) از اختلالات نسبتاً شایع شخصیت به شمار میرود و میتواند زمینهساز مشکلات جدی در روابط عاطفی، خانوادگی و شغلی شود. بسیاری از افراد با این پرسشها روبهرو هستند که خودشیفته دقیقاً به چه کسی گفته میشود؟ این اختلال چرا شکل میگیرد؟ آیا ریشه ژنتیکی یا ارثی دارد؟ و مهمتر از همه، آیا قابل درمان است یا نه؟
در ادامه این مقاله، بهطور کامل، علمی و تخصصی به بررسی مفهوم خودشیفتگی، ویژگیهای افراد خودشیفته، علل شکلگیری این اختلال و درمان قطعی خودشیفتگی میپردازیم تا درکی روشن و کاربردی از این موضوع ارائه شود.
خودشیفتگی چیست و خودشیفته کیست؟
خودشیفتگی یک ویژگی رفتاری و شخصیتی است که به تمایل فرد به خودبزرگ بینی، تحسین و تعریف دیگران از آنها اشاره دارد. این ویژگی ممکن است در میان افراد به میزان متفاوتی وجود داشته باشد.
اختلال شخصیت خودشیفته یک وضعیت سلامت روان است که در آن فرد احساس اغراقآمیزی از اهمیت و ارزش خود دارد. این افراد معمولاً به توجه و تحسین مداوم از سوی دیگران نیاز دارند و بهدنبال آن هستند، در حالی که ممکن است توانایی درک یا اهمیت دادن به احساسات و نیازهای دیگران را نداشته باشند. با وجود ظاهر پر از اعتمادبهنفس، در بسیاری از موارد پشت این تصویر بیرونی، عزتنفسی شکننده پنهان است؛ بهگونهای که حتی انتقادهای جزئی میتوانند باعث ناراحتی شدید یا واکنشهای هیجانی شوند.
این اختلال میتواند در بخشهای مختلف زندگی فرد، از جمله روابط عاطفی و خانوادگی، محیط کار یا تحصیل و حتی مسائل مالی، مشکلات جدی ایجاد کند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته معمولاً زمانی که توجه یا تحسینی را که تصور میکنند شایسته آن هستند دریافت نمیکنند، احساس نارضایتی، ناامیدی یا خشم را تجربه میکنند. این وضعیت میتواند باعث ناپایداری در روابط شود، بهطوریکه اطرافیان ممکن است تعامل با این افراد را دشوار یا فرساینده بدانند.
بر اساس گزارش Harvard Health Publishing، اختلال شخصیت خودشیفته در مردان شایعتر از زنان است و حدود ۵۰ تا ۷۵ درصد از افراد مبتلا را مردان تشکیل میدهند. این اختلال معمولاً در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز میشود و با افزایش خطر مشکلات روانی، از جمله افکار یا رفتارهای خودکشی همراه است، در حالی که بروز برخی ویژگیهای خودشیفتگی در کودکان اغلب بخشی طبیعی از روند رشد محسوب میشود.

علائم خودشیفتگی
خودشیفتگی یکی از مهمترین و شناختهشدهترین اختلالات شخصیت در حوزه سلامت روان است که با الگوهای پایدار خودبزرگبینی، نیاز مداوم به تحسین و کاهش یا فقدان همدلی نسبت به دیگران مشخص میشود. افراد مبتلا به این اختلال معمولاً توجه و احساسات دیگران را نادیده میگیرند و روابط بینفردی آنها اغلب تحت تأثیر این الگوهای رفتاری قرار میگیرد. این ویژگیها معمولاً از اوایل بزرگسالی آغاز میشوند و در موقعیتها و زمینههای مختلف زندگی فرد دیده میشوند.
اختلال خودشیفتگی بهعنوان یک اختلال سلامت روان در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) طبقهبندی شده است. در این راهنما، NPD بر اساس ۹ معیار تشخیصی تعریف میشود و تشخیص آن زمانی مطرح میشود که فرد الگوی پایداری از رفتارها و تجربههای درونی خاصی را نشان دهد.
- احساس اغراقآمیز خودبزرگبینی و بزرگ جلوه دادن تواناییها و دستاوردهای شخصی
- باور به برتری و منحصربهفرد بودن و انتظار تأیید این برتری از سوی دیگران
- خیالپردازی مداوم درباره موفقیت، قدرت، هوش یا جذابیت نامحدود
- نیاز شدید به تحسین و توجه مداوم همراه با عزتنفس شکننده
- احساس سزاواری غیرمنطقی و انتظار دریافت امتیاز یا رفتار ویژه
- تمایل به بهرهکشی از دیگران برای رسیدن به اهداف یا حفظ عزتنفس
- رفتارهای متکبرانه و خودبرتربینانه
- حسادت نسبت به دیگران یا باور به اینکه دیگران به آنها حسادت میکنند
- کاهش توانایی در درک احساسات و نیازهای دیگران و فقدان همدلی
ویژگیهای شخصیت خودشیفته
- آنها با خیالپردازی درباره موفقیت، قدرت، درخشش، زیبایی یا داشتن همسر ایدهآل ذهن خود را مشغول میکنند.
- باور دارند که از دیگران برتر هستند و تنها میتوانند با افرادی به همان اندازه خاص ارتباط برقرار کنند یا توسط آنها درک شوند.
- افرادی را که از نظرشان مهم یا همسطح نیستند، مورد انتقاد قرار میدهند و با نگاه تحقیرآمیز به آنها مینگرند.
- انتظار دارند رفتار و امتیاز ویژهای دریافت کنند و معتقدند دیگران باید بدون پرسش، خواستههایشان را اجرا کنند.
- برای رسیدن به اهداف خود، از دیگران سوءاستفاده میکنند.
- آنها توانایی یا تمایلی برای تشخیص احساسات و نیازهای دیگران ندارند.
- به دیگران حسادت میکنند یا باور دارند که دیگران به آنها حسادت میورزند.
- اغلب به شکلی متکبرانه رفتار میکنند، لاف میزنند و خودبین به نظر میرسند و اصرار دارند بهترینها را داشته باشند؛ مانند بهترین ماشین یا بهترین موقعیت شغلی.
- زمانی که توجه یا تحسین مورد انتظار را دریافت نمیکنند، بیصبر، ناراحت یا خشمگین میشوند.
- در تعامل با دیگران دچار مشکلات جدی هستند و بهراحتی احساس تحقیر یا بیاحترامی میکنند.
- در مواجهه با مخالفت یا انتقاد، با خشم یا تحقیر واکنش نشان میدهند و تلاش میکنند دیگران را کوچک جلوه دهند تا احساس برتری خود را حفظ کنند.
- در کنترل احساسات و رفتارهای خود با مشکل مواجهاند.
- در برابر استرس و تغییرات زندگی انعطافپذیری کمی نشان میدهند.
- از موقعیتهایی که ممکن است در آنها شکست بخورند، کنارهگیری یا اجتناب میکنند.
- زمانی که به معیارهای کمالگرایانه خود نمیرسند، احساس افسردگی، بدخلقی یا ناامیدی را تجربه میکنند.
- در لایههای پنهان روان خود، احساس ناامنی، شرم، تحقیر و ترس از دیده شدن بهعنوان فردی شکستخورده دارند.
درمان قطعی خودشیفتگی
اگر برخی از علائم گفتهشده را در خودتان یا یکی از اطرافیانتان مشاهده میکنید و احساس میکنید این موضوع بر روابط، آرامش روان یا کیفیت زندگی شما تأثیر گذاشته است، دریافت مشاوره تخصصی میتواند کمککننده و راهگشا باشد. گفتوگو با یک روانشناس متخصص به شما کمک میکند وضعیت را دقیقتر بشناسید و مسیر درستتری برای مدیریت و بهبود آن انتخاب کنید.
برای دریافت راهنمایی حرفهای، میتوانید در سریعترین زمان نوبت مشاوره خود را رزرو کنید یا با کلینیک تماس بگیرید. اقدام بهموقع، نخستین گام مؤثر برای حفظ سلامت روان و بهبود روابط است.

علل اختلال شخصیت خودشیفته (npd)
علت دقیق بروز اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) هنوز بهطور کامل مشخص نیست و پژوهشها نشان میدهد این اختلال معمولاً حاصل ترکیب عوامل زیستی، روانی و محیطی است. بسیاری از متخصصان معتقدند خودشیفتگی نتیجه تعامل پیچیده میان زمینههای ژنتیکی و تجربیات اولیه زندگی است، نه یک عامل واحد.
بر اساس یک مطالعه مروری معتبر منتشرشده در مجله British Journal of Psychiatry، عوامل مرتبط با رشد اختلال شخصیت خودشیفته شامل ویژگیهای ارثی، الگوهای فرزندپروری و تجربیات دوران کودکی هستند. در این پژوهش اشاره شده است که سبکهای تربیتی مانند تحسین افراطی یا انتقاد شدید والدین، بهویژه زمانی که با تواناییها و دستاوردهای واقعی کودک همخوانی ندارد، میتواند در شکلگیری الگوهای خودشیفته نقش داشته باشد.
- عوامل ژنتیکی و ارثی: برخی ویژگیهای شخصیتی زمینهساز خودشیفتگی میتوانند از طریق وراثت منتقل شوند و فرد را مستعد ابتلا به این اختلال کنند.
- تجربیات دوران کودکی: تجربههایی مانند طرد شدن، غفلت عاطفی، سوءاستفاده یا آسیبهای روانی در کودکی میتوانند در شکلگیری الگوهای خودشیفته نقش داشته باشند.
- تحسین یا انتقاد افراطی والدین: بزرگ شدن در محیطی که کودک یا بیش از حد مورد ستایش قرار میگیرد یا بهطور مداوم مورد انتقاد شدید واقع میشود—بهویژه زمانی که این واکنشها با واقعیت تواناییهای کودک همخوانی ندارند—میتواند زمینهساز خودشیفتگی شود.
- الگوهای فرزندپروری ناسازگار: نبود مرزهای سالم، انتظارات غیرواقعبینانه یا ناتوانی در آموزش همدلی و مسئولیتپذیری به کودک.
- عوامل نوروبیولوژیک: تفاوتهایی در نحوه عملکرد مغز، بهویژه در بخشهای مرتبط با تنظیم هیجان، همدلی و رفتار اجتماعی، ممکن است در بروز این اختلال نقش داشته باشند.
- سابقه خانوادگی اختلالات شخصیت: وجود اختلالات شخصیت یا مشکلات سلامت روان در اعضای نزدیک خانواده میتواند خطر ابتلا را افزایش دهد.
در کنار این عوامل، برخی پژوهشگران بر این باورند که اگرچه علت دقیق اختلال شخصیت خودشیفته بهطور کامل مشخص نیست، اما سبکهای فرزندپروری بیشازحد محافظتکننده یا برعکس، سهلانگارانه میتوانند در کودکانی که از نظر زیستی یا شخصیتی آمادگی ابتلا به این اختلال را دارند، نقش تشدیدکننده داشته باشند.
پیشنهادی: اختلالات شخصیت در آسیبشناسی روانی
سایر عوامل تشکیل دهنده اختلال شخصیت خودشیفته
عوامل دیگری نیز ممکن است در بروز اختلال شخصیت خودشیفته نقش داشته باشند، از جمله:
آسیب مغزی: آسیب مغزی می تواند منجر به تغییراتی در ساختار و عملکرد مغز شود که ممکن است با اختلال شخصیت خودشیفته مرتبط باشد. اختلالات روانی دیگر: اختلالات روانی دیگر، مانند اختلال دوقطبی یا اختلال شخصیت مرزی، می توانند علائمی مشابه اختلال شخصیت خودشیفته ایجاد کنند.
عوارض بیماری روانی خودشیفتگی
اختلال شخصیت خودشیفته میتواند با پیامدها و مشکلات متعددی همراه باشد و در صورت عدم درمان، بر جنبههای مختلف زندگی فرد تأثیر بگذارد. مهمترین عوارض و شرایطی که ممکن است همزمان با این اختلال بروز کنند عبارتاند از:
- بروز مشکلات جدی در روابط عاطفی، خانوادگی و اجتماعی
- ایجاد دشواری در محیط کار یا تحصیل و کاهش عملکرد شغلی یا آموزشی
- افزایش خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب
- همزمانی با سایر اختلالات شخصیت
- بروز اختلالات خوردن، از جمله بیاشتهایی عصبی
- مشکلات مرتبط با سلامت جسمی
- سوءمصرف مواد مخدر یا الکل
- افزایش خطر افکار یا رفتارهای خودکشی
شیوع اختلال خودشیفته
شیوع اختلال شخصیت خودشیفته در جمعیت عمومی، بر اساس معیارهای دی اس ام، 6.2% است. این بدان معناست که حدود 1 نفر از هر 100 نفر ممکن است به این اختلال مبتلا باشد. شیوع اختلال شخصیت خودشیفته در جمعیت بالینی، که شامل افرادی است که برای درمان اختلالات روانی مراجعه می کنند، بالاتر است. بر اساس یک مطالعه، شیوع اختلال شخصیت خودشیفته در جمعیت بالینی 2 تا 16 درصد است.
چه زمانی به پزشک یا متخصص سلامت و روان مراجعه کنیم؟
آدمهای خودشیفته معمولاً تمایلی ندارد که بپذیرد ممکن است مشکلی وجود داشته باشد و به همین دلیل اغلب به دنبال درمان خودشیفتگی نمیروند. حتی در مواردی که برای دریافت کمک اقدام میکنند، معمولاً دلیل مراجعه آنها علائمی مانند افسردگی، سوءمصرف مواد مخدر یا الکل، یا سایر مشکلات سلامت روان است، نه خود اختلال. از آنجا که این افراد هرگونه انتقاد یا اشاره به مشکل را تهدیدی برای عزتنفس خود تلقی میکنند، پذیرش و ادامه درمان برای آنها میتواند دشوار باشد.
با این حال، اگر در خود برخی ویژگیها یا الگوهای شخصیتی را میبینید که با اختلال شخصیت خودشیفته همخوانی دارد، یا اگر احساس غم، نارضایتی یا آشفتگی روانی مداوم را تجربه میکنید، مراجعه به یک پزشک یا متخصص سلامت روان مورد اعتماد میتواند گام مهمی باشد. دریافت کمک تخصصی و درمان مناسب میتواند به بهبود روابط، افزایش کیفیت زندگی و تجربه احساس رضایت و معنا در زندگی کمک کند.
خودشیفتگی یک بیماری قابل تشخیص است که با ویژگیهایی مانند تکانشگری، بیثباتی هیجانی، نیاز شدید به جلب توجه و فقدان همدلی شناخته میشود. از آنجا که این اختلال میتواند پیامدهای جدی برای روابط و سلامت روان فرد داشته باشد، شناخت بهموقع علائم و آگاهی از روشهای درمان خودشیفتگی اهمیت زیادی دارد.
ویژگی افراد خودشیفته در رابطه
افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) اغلب در روابط خود چالش برانگیز هستند. آنها ممکن است نیازهای خود را بیش از نیازهای دیگران قرار دهند، کنترل کننده باشند و از انتقاد یا بازخورد منفی اجتناب کنند. این رفتارها می تواند منجر به مشکلاتی در ارتباط، اعتماد و حل تعارض شود.
در روابط عاطفی، افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) ممکن است الگوهای رفتاری مشخصی از خود نشان دهند که میتواند رابطه را فرساینده و یکطرفه کند، از جمله:
- خودمحوری در رابطه: تمایل دارند مکالمات را به سمت خود هدایت کنند، بیشتر درباره خودشان صحبت میکنند و شنونده فعالی برای احساسات یا نیازهای شریک عاطفی نیستند.
- کمبود همدلی: اگرچه ممکن است احساسات دیگران را تشخیص دهند، اما اغلب پاسخ هیجانی مناسبی نشان نمیدهند و نیازهای عاطفی شریک زندگی را نادیده میگیرند.
- نیاز مداوم به توجه و تحسین: انتظار دارند در مرکز توجه شریک عاطفی باشند و در صورت احساس نادیده گرفته شدن، ممکن است واکنشهای منفی نشان دهند.
- رفتارهای دستکاریکننده یا تحریکآمیز: گاهی برای حفظ کنترل یا جلب توجه، از رفتارهای هیجانی یا روانی ناسالم استفاده میکنند.
- حسادت و مالکیتطلبی: ممکن است به روابط دیگر شریک عاطفی، از جمله دوستان یا خانواده، حسادت کنند و از زمانی که شریکشان را از آنها دور میکند ناراحت شوند.
- اغراق در دستاوردها: تمایل دارند موفقیتها و تواناییهای خود را بزرگنمایی کنند و از رابطه بهعنوان ابزاری برای دریافت تحسین استفاده کنند.
- مشکل در حفظ روابط بلندمدت: اغلب روابط صمیمی پایداری ندارند و زمانی که انتظاراتشان برآورده نشود، بهراحتی دیگران را کنار میگذارند.
- دشواری در عذرخواهی و پذیرش مسئولیت: عذرخواهی صادقانه برای رفتارهای آسیبزننده نادر است، مگر زمانی که به نفع خودشان باشد.
چگونه میتوانید به شریک زندگیتان کمک کنید؟
اگر متوجه شدهاید شریک زندگیتان چندین نشانه از رفتارهای خودشیفته را نشان میدهد، یکی از مهمترین گامها تشویق او به مراجعه به درمانگر یا متخصص سلامت روان است. درمان میتواند به فرد کمک کند ریشه رفتارهای خودشیفته را بهتر بشناسد و راهکارهایی برای بهبود روابط بینفردی بیاموزد.
با این حال، افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته معمولاً پذیرش وجود مشکل را دشوار میدانند و همین موضوع شروع درمان را سخت میکند. اگر احساس میکنید در رابطه با چنین فردی هستید، نگرانیهای خود را به شکلی آرام و غیرمقابلهای مطرح کنید. هرچند تصمیم نهایی برای دریافت کمک با خود فرد است، اما شما میتوانید نقش حمایتی و تشویقکننده داشته باشید.
چگونه افراد خودشیفته را خلع سلاح کنیم؟
خلع سلاح افراد خودشیفته به معنای درگیری یا تغییر دادن آنها نیست، بلکه به این معناست که واکنشهای خود را مدیریت کنید و اجازه ندهید وارد چرخه تنش، دستکاری یا فرسایش عاطفی شوید. با یادگیری پیشبینی برخی حساسیتها و تعیین مرزهای روشن، میتوان بدون تحریک پرخاشگری با آنها ارتباط برقرار کرد و از خود محافظت نمود. راهکارهای کلی برای کاهش تنش:
- آرام و خونسرد بمانید: افراد خودشیفته اغلب سعی میکنند با تحریک احساسات، کنترل موقعیت را به دست بگیرند. اگرچه ممکن است دشوار باشد، اما حفظ آرامش باعث میشود وارد بازی هیجانی آنها نشوید.
- پاسخهای کوتاه و شفاف بدهید: توضیحهای طولانی میتواند علیه شما استفاده شود. پاسخهایی مثل «این برای من جواب نمیدهد» یا «من این موضوع را متفاوت میبینم» کمک میکند موضع خود را بدون درگیری مشخص کنید.
- مرزهای مشخص تعیین کنید و به آنها پایبند باشید: افراد خودشیفته معمولاً انتظارات غیرواقعبینانه دارند. بهتر است از قبل بدانید چه چیزی برای شما قابلقبول است و در صورت نیاز بگویید: «من فقط در صورتی در این مورد صحبت میکنم که مایل به گوش دادن باشید.»
- در صورت امکان، مسائل را مکتوب کنید: برای جلوگیری از انکار یا تحریف واقعیت، درخواست کنید قرارها یا انتظارات از طریق پیامک یا ایمیل ارسال شود؛ مثلاً:«لطفاً زمان و جزئیات را برای من پیامک کنید تا سوءتفاهمی پیش نیاید.»
- اگر مکالمه سمی شد، کنار بکشید: لازم نیست در هر بحثی بمانید. گفتن جملاتی مثل «اگر به این شکل صحبت کنید، مکالمه را ترک میکنم» و عمل به آن، از سلامت روان شما محافظت میکند.
- خودتان را مقصر ندانید: رفتارهای خشمآلود یا تحقیرآمیز فرد خودشیفته بازتاب مشکلات درونی اوست و لزوماً به شما یا کارهایتان مربوط نیست.
جملات کاربردی برای تعیین مرز
در مواجهه با افراد خودشیفته، استفاده از جملات کوتاه و شفاف بسیار مؤثر است:
- «این برای من جواب نمیدهد.» وقتی بدون مشورت برای شما تصمیم میگیرند.
- «میتوانم درک کنم چه احساسی دارید، اما من احساس متفاوتی دارم.» بدون ورود به بحث درست و غلط.
- «من خودم را اینطور نمیبینم.» برای مقابله با تحقیر یا القای احساس منفی.
- «من آن را متفاوت به یاد میآورم.» هنگام تحریف واقعیت یا گَسلایتینگ.
- «فقط اگر مایل به گوش دادن باشید، درباره این موضوع صحبت میکنم.» تعیین شرط برای ادامه مکالمه.
- «این موضوع برای من مهم است، حتی اگر توضیح ندهم.» بدون دادن فرصت دستکاری با توضیح اضافی.
- «من حاضر نیستم درباره این موضوع صحبت کنم.» بستن محترمانه بحث.
- «اگر به این شکل صحبت کنید، مکالمه را ترک میکنم.» مرزبندی در برابر بیاحترامی.
- «من از این مکالمه کنار میکشم.» خروج آگاهانه از بحث سمی.
- «ممنون از دعوتتان، اما در دسترس نیستم.» برای کاهش یا قطع ارتباط.
انواع خودشیفتگی
در روانشناسی، خودشیفتگی به چهار نوع اصلی تقسیم میشود. با این حال، باید توجه داشت که راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) بهطور رسمی انواع مختلفی برای اختلال شخصیت خودشیفته تعریف نمیکند، اما پژوهشها و مطالعات بالینی نشان میدهد که ممکن است زیرگروهها یا الگوهای متفاوتی از NPD وجود داشته باشد که هر یک ویژگیها و شیوه بروز متفاوتی دارند.
- خودشیفتگی آشکار: این نوع، رایجترین شکل اختلال شخصیت خودشیفته محسوب میشود و معمولاً با رفتارهای خودبزرگبینانه، پرمدعا و کنترلگر همراه است. افراد دارای این الگوی خودشیفتگی اغلب توجهطلب، حقبهجانب، متکبر و استثمارگر هستند، همدلی کمی با دیگران دارند و در عین حال ممکن است در ظاهر جذاب و تأثیرگذار به نظر برسند.
- خودشیفتگی پنهان: این نوع که بهعنوان خودشیفتگی پنهان شناخته میشود، نسبت به نوع آشکار کمتر شایع و کمتر قابل تشخیص است. افراد مبتلا به این الگو معمولاً خجالتی، منزوی و بهشدت حساس به انتقاد یا به اصطلاح «نازکپوست» هستند و اغلب دچار حسادت مزمن میشوند. با وجود ظاهر فروتن یا گوشهگیر، این افراد ممکن است در درون خود احساس خودبزرگبینی پنهان داشته باشند که کمتر بهصورت آشکار بروز میکند.
- خودشیفتگی ستیزه جو: این نوع اختلال شخصیت خودشیفته با رفتارهای تحریک آمیز و خصمانه مشخص می شود. افراد مبتلا به NPD ستیزه جو اغلب پرخاشگر، انتقادی و توهین آمیز هستند.
- خودشیفتگی آسیب پذیر: این نوع نارسیسیسم با احساسات آسیب پذیری و بی ارزشی مشخص می شود. افراد مبتلا به اختلال خودشیفته آسیب پذیر اغلب به دنبال تایید مداوم از طرف دیگران هستند.
با وجود تفاوتهای ظاهری میان خودشیفتگی آشکار و خودشیفتگی پنهان یا آسیبپذیر، هر دو زیرگروه در یک ویژگی اساسی مشترک هستند: خودمحوری شدید. در هر دو حالت، تمرکز اصلی فرد بر نیازها، احساسات و خواستههای خود است و دیگران اغلب در نقش ابزاری برای تأیید، تحسین یا تنظیم عزتنفس فرد قرار میگیرند. تفاوت این دو الگو بیشتر در شیوه بروز رفتارهاست، نه در ماهیت بنیادی خودشیفتگی.
افراد خودشیفته جذب چه کسانی میشوند؟
افراد خودشیفته معمولاً به سمت افرادی جذب میشوند که توجه، تحسین و تأیید مداوم به آنها میدهند؛ چیزی که در روانشناسی به آن «منبع خودشیفتگی» گفته میشود. برخلاف تصور رایج، خودشیفتگی اغلب پوششی برای احساس ناامنی و عزتنفس شکننده است، به همین دلیل این افراد به شریکی وابسته میشوند که دائماً احساس مهم، خاص و ارزشمند بودن را برایشان تقویت کند.
افراد همدل و مسئولیتپذیر که تمایل دارند نیازهای دیگران را بر نیازهای خود مقدم بدانند، برای افراد خودشیفته جذابتر هستند. این افراد معمولاً در رابطه بهتدریج نیازهای عاطفی خود را نادیده میگیرند و نقش حمایتکننده را بر عهده میگیرند. همچنین، افراد مستعد احساس گناه و تردید نسبت به خود راحتتر کنترل میشوند و احتمال کمتری دارد رابطه را ترک کنند. در چنین روابطی، اغلب تمرکز اصلی بر نیازهای فرد خودشیفته قرار میگیرد و فضای کمی برای هویت و خواستههای شریک باقی میماند.
راه های تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته
بسیاری از افراد مبتلا به NPD فکر نمیکنند که مشکلی دارند. آنها ممکن است به دنبال درمان نباشند، یا اگر هم مراجعه کنند، اغلب به دلیل مشکل دیگری مانند افسردگی یا سوءمصرف مواد است. در صورت مراجعه به متخصص سلامت روان، او در مورد علائم شما، از جمله شدت و مدتزمان آنها سؤال خواهد کرد و معمولاً یک مصاحبه روانپزشکی انجام میدهد تا اطلاعات بیشتری درباره شخصیت، مهارتهای مقابلهای و روابط بینفردی شما به دست آورد.
تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته میتواند چالشبرانگیز باشد، زیرا این اختلال اغلب همزمان با سایر اختلالات سلامت روان دیده میشود، از جمله اختلالات سوءمصرف مواد، افسردگی، اضطراب، اختلال دوقطبی و سایر اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت ضداجتماعی، اختلال شخصیت مرزی، اختلال شخصیت نمایشی یا اختلال شخصیت اسکیزوتایپال
در زیر به راههای تشخیص اختلال خودشیفتگی اشاره میشود:
1. مصاحبه روانشناسی:
متخصصین روانشناسی و روانپزشکان ممکن است با فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته مصاحبهای انجام دهند. این مصاحبهها به طور جزئی برای درک علائم و رفتارهای فرد و شناخت ویژگیهای اختلال شخصیت خودشفته استفاده میشوند.
2. مشاهده علائم:
مشاهده علائمی که فرد نشان میدهد میتواند به تشخیص اختلال NPD کمک کند. این ممکن است شامل افراز و نشیب در اعترافات، عدم توجه به نیازهای دیگران، تحمل نمودارهای تفکری نادرست و اهرمی بودن در روابط باشد.
3. مصاحبه با افراد نزدیک:
مصاحبه با افراد نزدیک به فرد مبتلا به خودشیفته نیز میتواند در تشخیص اختلال مفید باشد. افراد نزدیک به فرد ممکن است به مشاورین و روانشناسان اطلاعات ارزشمندی در مورد علائم و رفتارهای وی دهند که در تشخیص و درمان اختلال خودشیفتگی مفید باشد.
4. مصاحبه خانوادگی:
مشاوره خانواده میتواند در تشخیص اختلال خودشیفته مفید باشد. افراد نزدیک به فرد مبتلا به خودشفتگی ممکن است اطلاعاتی از تاریخچه و شرایط خانوادگی وی داشته باشند که به مشاوران کمک کند تا به درک بهتری از وضعیت وی دست یابند.
5. ارزیابیهای روانشناسی:
برخی از ارزیابیهای روانشناسی و تستهای روانشناسی میتوانند در تشخیص اختلال خودشیفته مفید باشند. این ارزیابیها ممکن است به روانشناسان کمک کنند تا ویژگیهای شخصیتی فرد را ارزیابی کنند و به تشخیص اختلال برسند.
تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته نیاز به مهارتهای ویژه روانشناسان و روانپزشکان دارد و باید به دقت و با درنظر گرفتن تمام جنبههای شخصیتی و رفتاری فرد انجام شود. بعد از تشخیص، مراحل مختلف درمان و مقابله با اختلال خودشیفتگی ممکن است به عنوان بخشی از روند درمان و مشاوره مطرح شود.
پیشگیری
از آنجا که علت دقیق اختلال شخصیت خودشیفته بهطور کامل شناخته نشده است، راه مشخص و قطعی برای پیشگیری از این اختلال وجود ندارد. با این حال، برخی اقدامات میتوانند در کاهش خطر بروز یا تشدید مشکلات مرتبط با آن مؤثر باشند.
-
- دریافت بهموقع درمان برای مشکلات سلامت روان در دوران کودکی
- شرکت در جلسات خانوادهدرمانی برای یادگیری شیوههای سالم ارتباط و مدیریت تعارضها
- شرکت در کلاسهای فرزندپروری بهمنظور آشنایی با روشهای تربیتی متعادل و مؤثر
- دریافت راهنمایی از درمانگر یا مددکار اجتماعی در صورت نیاز، بهویژه هنگام مواجهه با مشکلات رفتاری یا هیجانی کودکان
درمان قطعی اختلال خودشیفته
در بسیاری از سایتهای روانشناسی و یا سایتهای مجلهای میخوانید که اختلال شخصیت خود شیفته یا نارسیسیسم درمان نمیشود. و یا نوشته که افراد دارای این اختلال شخصیت میتوانند روانشناسان را فریب دهند که نه تنها روانشناسان متوجه بیماری آنها نشوند بلکه آن ها را قدیسان و یا موفقترین انسانهای روی زمین بدانند.
درمان اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) معمولاً یک فرآیند طولانی و چالشبرانگیز است. در حال حاضر هیچ دارویی که بهطور مشخص برای درمان NPD توسط سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) تأیید شده باشد، وجود ندارد. درمان اصلی این اختلال بر رواندرمانی (گفتاردرمانی) با متخصص سلامت روان متمرکز است که میتواند به فرد کمک کند الگوهای فکری و رفتاری ناسازگار را بشناسد و روابط سالمتری با دیگران برقرار کند.
در برخی موارد، اگر اختلال شخصیت خودشیفته با مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب یا نوسانات خلقی همراه باشد، ممکن است از داروهایی مانند ضدافسردگیها، تثبیتکنندههای خلق یا داروهای ضدروانپریشی برای کاهش این علائم استفاده شود؛ با این حال، این داروها اختلال شخصیت خودشیفته را درمان نمیکنند و صرفاً برای مدیریت اختلالات همزمان به کار میروند.
رویکردهای درمانی اصلی که برای اختلال شخصیت نارسیسیسم پیشنهاد میشود:
- روان درمانی با محوریت انتقال (TFP): این نوع روان درمانی بر رابطه بین درمانگر و بیمار تمرکز دارد. درمانگر به بیمار کمک می کند تا الگوهای رفتاری و شناختی خود را شناسایی کند و آنها را تغییر دهد.
- درمان متمرکز بر طرحواره (SFT): این نوع روان درمانی به بیمار کمک می کند تا طرح های ناسالمی را که در دوران کودکی شکل گرفته اند، شناسایی کند و آنها را با طرح های سالم تر جایگزین کند.
- درمان مبتنی بر ذهن (MBT): در این درمان فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته با تامل و توجه افکار و اعمال افراد را تحلیل میکند و متناسب با آن رفتار خود را بروز میدهد.
- رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT): یک نوع درمان شناختی رفتاری است که بر ذهن آگاهی، احساسات و مهارتهای ارتباطی تمرکز دارد. این درمان به افراد کمک میکند تا تفکر و حالات خود را تشخیص دهند تا «بتوانند در زمانهایی دنیا طبق میلشان نیست تحمل کنند!».
در برخی موارد، دارو درمانی نیز ممکن است برای درمان اختلال شخصیت خودشیفته استفاده شود. داروهای ضد افسردگی و داروهای ضد اضطراب ممکن است به کاهش علائم اختلال خودشیفته کمک کنند. افراد مبتلا به این اختلال اغلب به چندین سال درمان نیاز دارند تا بهبود قابل توجهی در علائم و نشانه های خود ایجاد کنند.
سؤالات متداول
از کجا بفهمم خودشیفته هستم یا نه؟
خودشیفتگی با نیاز شدید به توجه و تحسین، احساس برتری و کاهش همدلی شناخته میشود. اگر این الگوها پایدار باشند و به روابط یا زندگی آسیب بزنند، ارزیابی متخصص توصیه میشود.
چرا یک شخص خودشیفته میشود؟
معمولاً ترکیبی از تجربههای کودکی (مثل طرد شدن یا قضاوت شدید)، عوامل محیطی و ویژگیهای شخصیتی نقش دارد و فرد برای محافظت از خود ممکن است الگوی خودبزرگبینی را شکل دهد.
آیا خودشیفتگی درمان قطعی دارد؟
درمان سریع و قطعی معمولاً مطرح نیست، اما رواندرمانی میتواند به مدیریت علائم، اصلاح الگوها و بهبود روابط کمک کند؛ به شرطی که فرد همکاری کند.
چرا خودشیفتهها جذاب هستند؟
اغلب با اعتمادبهنفس ظاهری، قاطعیت و ارائه تصویر جذاب از خود، در شروع رابطه اثرگذارند و میتوانند دیگران را سریع جذب کنند.
آیا خودشیفتهها به رابطه قبلی خود برمیگردند؟
گاهی بله، اما اغلب نه از روی دلبستگی سالم؛ بلکه برای دریافت توجه، کنترل یا تأیید. معیار مهم، رفتار پایدار در طول زمان است.
نارسیستها چه کسانی هستند؟
افرادی با الگوی پایدار خودبزرگبینی، نیاز به تحسین و کاهش همدلی. اگر شدید و مداوم باشد و به عملکرد/روابط آسیب بزند، میتواند به NPD نزدیک شود.
چطور با همسر خودشیفته رفتار کنیم؟
آرام بمانید، پاسخها را کوتاه و شفاف کنید، مرزهای روشن تعیین کنید و اگر گفتوگو سمی شد کنار بکشید. مشاوره فردی یا زوجدرمانی معمولاً کمککننده است.
مردان خودشیفته عاشق چه زنانی میشوند؟
معمولاً جذب زنانی میشوند که همدل، حمایتگر و مسئولیتپذیرند و توجه و تحسین زیادی میدهند و کمتر نیازهای خود را مطرح میکنند.
آیا خودشیفتهها عاشق میشوند؟
ممکن است علاقه یا وابستگی را تجربه کنند، اما عشق اغلب ناپایدار و وابسته به توجه و تأیید است. رفتار فرد در طول زمان مهمترین معیار است.
چگونه خودشیفته را کنترل کنیم؟
بهجای کنترل او، واکنشهای خود را کنترل کنید: مرزبندی کنید، ثابتقدم بمانید و اجازه ندهید تصمیمها و احساساتتان دستکاری شود.
چگونه افراد خودشیفته را درمان کنیم؟
درمان اصلی رواندرمانی است و وقتی مؤثرتر میشود که خود فرد پذیرای درمان باشد. اطرافیان فقط میتوانند حمایت و تشویق کنند.
چرا جذب افراد خودشیفته میشویم؟
چون در ابتدا جذاب، قاطع و توجهبرانگیز ظاهر میشوند. افراد همدل یا کسانی که به تأیید بیرونی حساساند، بیشتر در معرض جذب شدن هستند.
آیا خودشیفتگی ژنتیکی است؟
ژنتیک میتواند نقش داشته باشد، اما معمولاً نتیجه تعامل ژنتیک، محیط و تجربههای کودکی است؛ نه صرفاً ارث و نه فقط تربیت.
زنان خودشیفته عاشق چه مردانی میشوند؟
معمولاً جذب مردانی میشوند که تحسینگر و در دسترس باشند و تصویر یا جایگاه مطلوب آنها را تقویت کنند (توجه، اعتبار، موفقیت).





