دلیل افسردگی پس از مهاجرت چیست؟

افسردگی پس از مهاجرت

مهاجرت عاملی است که باعث ایجاد یک تحول بزرگ در زندگی افراد می شود. مهاجرت در کنار هیجانات مثبت، ممکن است چالش‌های روانی نیز به همراه داشته باشد. این چالش‌ها بسیار گوناگون هستند و از تغییرات در محیط زندگی گرفته تا مواجهه با مشکلات اجتماعی و فرهنگی قابل تغییر هستند.

با توجه به اینکه اصولا افراد پس از مهاجرت وارد یک فرهنگ و محیط جدید می شوند، ممکن است با مشکلاتی مانند یادگیری زبان مواجه شوند که می‌تواند ارتباطات اجتماعی و شغلی آن ها را تحت تأثیر قرار دهد. و به همین سبب احساس کنند جزئی از آن گروه یا جامعه نیستند و احساس دلتنگی و حتی تنهایی کنند که این خود از عوامل دوام و شدت افسردگی پس از مهاجرت می باشد.

زمانیکه این افسردگی در فرد جدی شود، به طوریکه خللی در زندگی روزمره فرد ایجاد کند، نیاز است که حتما با یک روانشناس یا روانپزشک و متخصص در این زمینه مشورت و صحبت کند تا هرچه سریعتر این مشکل رفع شود. در ادامه با بیماری افسردگی پس از مهاجرت بیشتر آشنا خواهید شد. پس لطفا همراه ما باشید.

افسردگی پس از مهاجرت چیست؟

مهاجرت یک پدیده ای است که ممکن است با چالش‌های روانی زیادی از جمله افسردگی همراه باشد، به ویژه زمانی که افراد به اجبار مهاجرت می‌کنند یا بدون آمادگی کافی به این تغییرات می‌پردازند. تداوم این مشکلات و فشارهای روانی می تواند منجر به افسردگی پس از مهاجرت شود. افسردگی پس از مهاجرت یک اختلال روانی است که با احساسات منفی مانند اضطراب، تنهایی و احساس غم و ناراحتی همراه است.

عواملی مانند جدایی از خانواده و دوستان، برقراری ارتباط سخت با افراد جدید، مشکلات در یادگیری زبان جدید، اشتغال در یک کار و شغل جدید و … می توانند از دلایل ایجاد افسردگی پس از مهاجرت باشند. به عبارت دیگر، این حالت ممکن است به علت بروز تغییراتی در سبک زندگی فرد، رهایی و جدایی از شبکه اجتماعی و فرهنگی قبلی و داشتن نقش های جدید در جامعه، به وجود آید.

برای مقابله با افسردگی پس از مهاجرت، شرکت در فعالیت‌های اجتماعی، یادگیری زبان محیط میزبان، تشکیل شبکه‌های اجتماعی و جدیت در پیدا کردن شغل و فرصت‌های تحصیلی می‌تواند مفید باشد. علاوه بر این، حمایت از سمت خانواده و دوستان، مشاوره روانشناسی و نگهداشتن ارتباط با فرهنگ و هویت قبلی نیز می‌تواند در کاهش اثرات منفی افسردگی پس از مهاجرت موثر باشد.
Refugees and migrants exposed to adversity are more likely than host populations to experience mental health conditions such as depression, anxiety, post-traumatic stress disorder (PTSD), suicide and psychoses.
پناهندگان و مهاجرانی که در معرض شرایط دشوار و نامساعد قرار دارند، در مقایسه با جمعیت کشور میزبان، بیشتر در معرض ابتلا به مشکلات سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افکار یا رفتار خودکشی و اختلالات روان‌پریشی هستند.
به نقل از سایت who
 

تفاوت افسردگی پس از مهاجرت با دلتنگی و شوک فرهنگی

احساس دلتنگی، ناراحتی یا سردرگمی بعد از مهاجرت تا حدی طبیعی است و بسیاری از افراد در ماه‌های اول آن را تجربه می‌کنند. دلتنگی معمولا به دلیل دوری از خانواده، دوستان، خانه و سبک زندگی قبلی ایجاد می‌شود. در این حالت ممکن است گاهی احساس غم کنید، اما همچنان بتوانید کارهای روزمره، تحصیل یا شغل خود را انجام دهید و از بعضی فعالیت‌ها لذت ببرید. تماس با عزیزان، پیدا کردن دوستان جدید و ایجاد یک برنامه منظم معمولا به کاهش دلتنگی کمک می‌کند.

شوک فرهنگی بیشتر زمانی اتفاق می‌افتد که تفاوت‌های زبان، ارزش‌ها، قوانین اجتماعی، غذا، پوشش یا شیوه ارتباط با مردم برایتان گیج‌کننده و دشوار باشد. ممکن است احساس کنید به محیط جدید تعلق ندارید یا نمی‌توانید رفتار دیگران را به‌خوبی درک کنید. این احساس نیز معمولا با گذشت زمان و آشنایی بیشتر با جامعه جدید کاهش پیدا می‌کند.

اما افسردگی پس از مهاجرت شدت و ماندگاری بیشتری دارد. بی‌علاقگی مداوم، ناامیدی، خستگی، اختلال خواب یا اشتها، کاهش تمرکز و ناتوانی در انجام کارهای معمول می‌تواند نشانه‌ای از افسردگی باشد. اگر این علائم ادامه‌دار شده‌اند یا زندگی شما را مختل کرده‌اند، بهتر است برای ارزیابی دقیق‌تر با روان‌شناس یا روان‌پزشک مشورت کنید. برای این کار می‌توانید از خدمات مشاوره فردی استفاده کنید.

دلایل افسردگی پس از مهاجرت

افسردگی پس از مهاجرت یک پدیده پیچیده است که به عوامل مختلفی باز می‌گردد. درک این دلایل می‌تواند به تداوم و بهبود مدیریت این وضعیت کمک کند. برخی از دلایل افسردگی پس از مهاجرت شامل موارد زیر می‌شوند:

علت افسردگی پس از مهاجرت

  1. تغییرات در محیط زندگی: مهاجرت با تغییراتی بزرگ در محیط زندگی همراه است که اغلب فرد وارد محیطی می شود که از نظر شرایط آب و هوایی، سبک و نوع تغذیه، فرهنگ عامه و … کاملا با محیط قبلی فرد متفاوت است. این تفاوت در ایجاد یک احساس تنهایی و غریبی و در نتیجه عدم اعتماد و اطمینان و افسردگی نقش بسزایی دارد.
  2. جدایی از خانواده و دوستان: مهاجرت عاملی است که در اکثر اوقات باعث دوری از خانواده و دوستان شود و به سبب این دوری ارتباطات فرد نیز کاهش می یابد. ارتباطات اجتماعی در سلامت روحی و روانی فرد نقش بسزایی دارد و کاهش این ارتباطات بخصوص با افراد نزدیک می‌تواند احساس تنهایی، غم و اندوه را در فرد تشدید کند.
  3. مشکلات در یادگیری زبان جدید: عدم تسلط به زبان محیطی که فرد به آنجا مهاجرت کرده، می‌تواند موجب مشکلاتی در ارتباطات روزمره فرد شود و احساس عدم توانایی در ارتباط با محیط جدید را به دنبال داشته باشد. یادگیری زبان جدید می‌تواند یک چالش باشد اما نیاز است و باید حتما انجام شود؛ زیرا ممکن است فرد در برقراری ارتباط با دیگران دچار مشکل شود این امر می‌تواند احساس ناامیدی و ناتوانی در فرد ایجاد کند.
  4. عدم پذیرش محیط و جامعه جدید: ممکن است فرد بعد از مهاجرت، با جامعه جدیدی که در آن است سازگار نشود و آن را نپذیرد. همچنین ممکن است جامعه ی میزبان فرد را پذیرا نباشد. در این صورت یک احساس عدم تعلق به جامعه جدید و ناسازگاری در فرد ایجاد می شود و فرد احساس می کند طرد شده است و از موقعیت مناسب و باارزشی در جامعه برخوردار نیست.
  5. مشکلات اقتصادی: مهاجرت بک محیط جدید به نوعی یک شروع دوباره و چه بسا از صفر است. به همین دلیل ممکن است فرد در اوایل مهاجرت فشار مالی زیادی را تحمل کند تا بتواند یک شغل مناسب بیابد و تا حدی شرایط اقتصادی خود را بهبود ببخشد. ماندن در یک وضعیت مالی نابسامان می تواند فشار روانی بسیاری به فرد وارد کند و او را ناامیدی و افسردگی شدید غرق کند.

علاوه بر تمام مواردی که در بالا به آن اشاره شد، یکسری عوامل فردی نیز می تواند از دلایل مهم افسردگی پس از مهاجرت باشد. به عنوان مثال در افراد جوان تر، به دلیل کمبود تجربه و عدم آشنایی با جوامع، بیشتر احتمال ابتلا به افسردگی پس از مهاجرت را دارند. همچنین افرادی که سابقه ی بیماری های روانی را دارند باید در این امر بسیار دقت کنند تا مبادا بیماری آن ها باز گردد یا حتی باعث تشدید بیماری شود.

علائم افسردگی پس از مهاجرت

افسردگی پس از مهاجرت یک اختلال روانی است که با احساسات منفی مانند غم و اندوه، از دست دادن علاقه به فعالیت‌های مورد علاقه، تغییرات در اشتها و وزن، مشکلات در خواب، احساس خستگی، کاهش تمرکز و افکار خودکشی همراه است. این اختلال می‌تواند بر سلامت روانی فرد تأثیر منفی بگذارد و منجر به مشکلاتی در زندگی روزمره شود. علائم افسردگی پس از مهاجرت می‌تواند به صورت خفیف یا شدید باشد و ممکن است در طول زمان تغییر کند. برخی از علائم شایع افسردگی پس از مهاجرت عبارتند از:

علائم افسردگی پس از مهاجرت چیست؟

  • احساس غم و اندوه: افراد ممکن است احساس کنند که دچار غم و اندوهی شده‌اند که نرمال و طبیعی نیست و درواقع احساس کنند که مانند قبل شاد نیستند و از زندگی لذت نمی‌برند. تداوم این احساس غم و ناراحتی غیر طبیعی از نشانگانی است که باید فرد را هشیار کند که ممکن است به افسردگی بعد از مهاجرت مبتلا شده باشد.
  • تغییرات در اشتها و وزن: افسردگی می‌تواند منجر به تغییراتی در اشتها و وزن افراد شود؛ برخی افراد ممکن است افزایش وزن پیدا کنند در حالی که دیگران ممکن است وزن خود را از دست دهند. البته در مواردی این تغییرات در وزن، ارتباطی به اشتها ندارد. یعنی ممکن است به دلایل دیگری مانند تاثیر در تیروئید و … تغییرات وزن ایجاد شود و صرفا به دلیل پرخوری یا کم خوری عصبی نباشد.
  • مشکلات در خواب: فرد ممکن است به دلیل افسردگی و تنش بالا، مشکلاتی در الگوی خواب خود پیدا کند. این اختلال در خواب می‌تواند به شکل افزایش یا کاهش خواب،شب بیداری و … پدیدار شود.
  • احساس خستگی و بی حوصلگی: فرد مبتلا به افسردگی پس از مهاجرت، ممکن است به طور دائم احساس خستگی و بی حالی کند که این احساس ناشی از فعالیت زیاد یا انرژی بر نباشد. بلکه صرفا یک خستگی و بی انرژی بودن را احساس کند که حتی توانایی انجام امورات روزمره را نیز از او بگیرد.
  • کاهش تمرکز: فرد ممکن است هنگام انجام وظایف روزمره اش، تمرکز و توجه خود را بارها از دست بدهد و نتواند بر روی چیزی متمرکز شود. این کمبود تمرکز و توجه ممکن است فرد را کلافه کند و احساس ناامیدی بیشتری را در او ایجاد کند.
  • افکار خودکشی: در موارد شدیدتر ابتلا به افسردگی پس از مهاجرت، ممکن است افکار منفی فرد نیز تشدید پیدا کند و به آسیب زدن به خود و حتی خودکشی فکر کند. در این مرجله فرد نیاز به توجه و حمایت ویژه دارد تا هرچه سریعتر این افکار او از بین رود تا مبادا به خودش آسیب جدب وارد کند.

چه عواملی احتمال افسردگی پس از مهاجرت را بیشتر می‌کنند؟

همه افراد بعد از مهاجرت دچار افسردگی نمی‌شوند. بااین‌حال، بعضی شرایط می‌توانند سازگاری با محیط جدید را دشوارتر کنند و احتمال بروز افسردگی، اضطراب یا احساس تنهایی را افزایش دهند. شناخت این عوامل کمک می‌کند زودتر برای مراقبت از سلامت روان خود اقدام کنید. در جدول زیر عوامل تاثیرگذار روی افزایش احتمال افسردگی پس از مهاجرت را بررسی می‌کنیم:

عوامل

توضیحات

مهاجرت بدون آمادگی روانی و اطلاعات کافی

اگر فرد بدون شناخت شرایط کشور مقصد، تفاوت‌های فرهنگی، وضعیت شغلی و هزینه‌های زندگی مهاجرت کند، ممکن است بعد از ورود با فاصله زیادی بین انتظار و واقعیت روبه‌رو شود. این ناامیدی می‌تواند فشار روانی زیادی ایجاد کند.

دوری از خانواده و نبود شبکه حمایتی

نداشتن دوستان نزدیک یا فردی قابل اعتماد برای صحبت‌کردن، باعث می‌شود مشکلات روزمره بزرگ‌تر به نظر برسند. این مسئله به‌ویژه در ماه‌های اول مهاجرت اهمیت بیشتری دارد.

دشواری در یادگیری زبان و برقراری ارتباط

ناتوانی در صحبت‌کردن با دیگران ممکن است احساس خجالت، ناتوانی یا طردشدن ایجاد کند. این مشکل حتی انجام کارهای ساده مانند مراجعه به پزشک یا پیدا کردن شغل را دشوار می‌کند.

مشکلات مالی و شغلی

بیکاری، درآمد پایین، بدهی یا از دست دادن جایگاه شغلی قبلی فشار روانی را افزایش می‌دهد.

تبعیض و پذیرفته‌نشدن

تجربه تبعیض نژادی، فرهنگی یا زبانی می‌تواند احساس بی‌ارزشی و بی‌تعلقی ایجاد کند.

مهاجرت اجباری یا تجربه‌های آسیب‌زا

جنگ، ناامنی، جدایی اجباری و نگرانی درباره اعضای خانواده، فرد را آسیب‌پذیرتر می‌کند.

افسردگی پس از مهاجرت در زنان، مردان، کودکان و دانشجویان

افسردگی پس از مهاجرت می‌تواند افراد مختلف را تحت تاثیر قرار دهد، اما نشانه‌های آن در زنان، مردان، کودکان و دانشجویان همیشه یکسان نیست. زنان مهاجر ممکن است علاوه بر دوری از خانواده و دشواری سازگاری، با فشارهای مربوط به مراقبت از فرزندان، محدودیت‌های اجتماعی، مشکلات شغلی یا احساس وابستگی به همسر روبه‌رو شوند. غمگینی، خستگی، گریه‌کردن و کاهش انگیزه از نشانه‌های رایج در آن‌هاست.

افسردگی پس از مهاجرت می‌تواند افراد مختلف را تحت تأثیر قرار دهد، اما نشانه‌های آن در زنان، مردان، کودکان و دانشجویان همیشه یکسان نیست. زنان مهاجر ممکن است علاوه بر دوری از خانواده و دشواری سازگاری، با فشارهای مربوط به مراقبت از فرزندان، محدودیت‌های اجتماعی، مشکلات شغلی یا احساس وابستگی به همسر روبه‌رو شوند. غمگینی، خستگی، گریه‌کردن و کاهش انگیزه از نشانه‌های رایج در آن‌هاست.

کودکان و نوجوانان ممکن است نتوانند احساساتشان را به‌درستی بیان کنند. افت تحصیلی، بی‌حوصلگی، پرخاشگری، چسبیدن بیش از حد به والدین، انزوا یا شکایت‌های جسمی مانند سردرد و دل‌درد می‌تواند نشانه فشار روانی باشد. در این گروه، استفاده از خدمات مشاوره نوجوانان ضروری خواهد بود.

دانشجویان مهاجر نیز ممکن است به دلیل دوری از خانواده، فشار درسی، مشکلات مالی، تفاوت زبان و دشواری پیدا کردن دوست دچار افسردگی شوند. توجه به تغییرات رفتاری و گفت‌وگو با فرد، بدون سرزنش، اولین گام برای کمک به اوست.

چه زمانی برای افسردگی بعد از مهاجرت به متخصص مراجعه کنیم؟

احساس دلتنگی، ناراحتی و نگرانی در ماه‌های اول مهاجرت تا حدی طبیعی است، اما اگر این احساسات ادامه‌دار شوند یا زندگی روزمره شما را مختل کنند، بهتر است از روان‌شناس یا روان‌پزشک کمک بگیرید. برای مثال، اگر بیشتر روزها احساس غم، بی‌انگیزگی، ناامیدی یا پوچی دارید و این وضعیت باعث شده نتوانید به‌خوبی کار کنید، درس بخوانید یا با دیگران ارتباط داشته باشید، مراجعه به متخصص ضروری است.

تغییرات قابل‌توجه در خواب و اشتها، خستگی مداوم، کاهش تمرکز، کناره‌گیری از دوستان و خانواده یا بی‌علاقه‌شدن به فعالیت‌هایی که قبلا از آن‌ها لذت می‌بردید نیز نباید نادیده گرفته شوند. اگر برای فرار از احساسات خود به مصرف الکل، مواد مخدر یا داروهای بدون تجویز روی آورده‌اید، بهتر است هرچه زودتر با یک متخصص سلامت روان صحبت کنید.

افرادی که پیش از مهاجرت سابقه افسردگی، اضطراب یا حملات پانیک داشته‌اند، باید نسبت به بازگشت یا تشدید علائم حساس‌تر باشند. همچنین اگر اطرافیان متوجه تغییرات رفتاری شما شده‌اند، صحبت با روان‌شناس می‌تواند به شناخت بهتر علت مشکل و انتخاب روش درمان مناسب کمک کند. اگر افکار آسیب‌زدن به خود، مرگ یا خودکشی دارید، منتظر نمانید تا این احساس برطرف شود.

درمان افسردگی پس از مهاجرت

نوع درمان افسردگی پس از مهاجرت به شدت و میزان افسردگی، ویژگی‌های شخصیتی فرد و عوامل محیطی بستگی دارد. ممکن است برای درمان از رویکردهای مختلف روان‌شناسی و پزشکی استفاده شود. در ادامه، به توضیح برخی از راهکارها و رویکردهای متداول برای درمان افسردگی پس از مهاجرت می پردازیم:

راه های درمان افسردگی پس از مهاجرت

  1. مراجعه به روانشناس: مراجعه به یک روان‌شناس یا مشاور می‌تواند بسیار کمک کننده باشد. روانشناس می‌تواند با شما درباره تجربیات، احساسات، و مشکلاتتان صحبت کرده و راهنمایی و تمرینات لازم را جهت بهبود شرایط به شما پیشنهاد دهد.
  2. مراجعه به روانپزشک: در موارد شدیدتر افسردگی، ممکن است نیاز به درمان جدی تر توسط یک روان‌پزشک باشد. در صورت لزوم، روان‌پزشک ممکن است داروهای ضدافسردگی یا دیگر درمان‌های دارویی را تجویز کند.
  3. گروه‌های حمایتی: پیوستن به گروه‌های حمایتی با سایر افراد مهاجر یا افرادی که تجربیات مشابهی دارند، می‌تواند آن بخش از احساس عدم تعلق به جامعه و ارتباط سخت با افراد جدید را کاهش دهد و همچنین با استفاده از تجربیات دیگران می توانند این روال درمان را کمی آسوده تر پیش ببرند.
  4. حفظ ارتباط با خانواده و دوستان: حفظ ارتباط با خانواده و دوستان، هرچند کم، می تواند آن احساس اتصال به خانواده و فرهنگ خود را در فرد روشن کند و احساس تعلق و ارزشمندی را در فرد تقویت کند.
  5. برنامه‌ریزی و سازماندهی: یادآوری اهداف و دلایلی که فرد به آن خاطر مهاجرت نموده، می تواند کمک بسیاری به او بکند تا تنش و فشارهای روانی را بهتر تحمل کند. به همین سبب نوشتن اهداف و برنامه ریزی برای رسیدن به آن ها می تواند بسیار موثر و کمک کننده باشد.
  6. استفاده از شبکه اجتماعی: فعالیت در شبکه‌های اجتماعی می تواند در ایجاد ارتباط های جدید با افرادی که هم زبان فرد هستند و در همان کشوری که فرد مهاجرت کرده، زندگی می کنند، نقش بسزالیی داشته باشد. فرد به این طریق می تواند شبک ها و دوستی های جدیدی بسازد تا احساس تنهایی و دلتنگی کمتری را تجربه کند.

فعالیت های ورزشی و یادگیری هرچه سریعتر زبان کشور میزبان و همچنین شرکت در مراسم های جمعی و مهم آن کشور، می تواند به روند درمان فرد کمک قابل توجهی بکند و فرد را از کنج سرد و خاموش خود بیرون بکشد. درمان افسردگی پس از مهاجرت یک فرایند طولانی‌مدت است و نیازمند صبر و تلاش زیاد است. اگر شما یا نزدیکانتان به این اختلال مبتلا هستید، می‌توانید برای درمان این اختلال از متخصصین و روانشناسان مجرب نورسین مشورت بگیرید تا بتوانید هر چه زودتر از شر این اختلال و اختلالات مشابه مانند اختلال دوقطبی خلاص شوید.

سوالات متداول

مهم‌ترین دلیل افسردگی بعد از مهاجرت چیست؟

دوری از خانواده و دوستان، تنهایی، مشکلات مالی و شغلی، تفاوت فرهنگی، دشواری زبان و احساس پذیرفته‌نشدن از مهم‌ترین عوامل آن هستند.

آیا دلتنگی بعد از مهاجرت همان افسردگی است؟

خیر، دلتنگی معمولا با گذشت زمان و حفظ عملکرد روزمره کمتر می‌شود، اما افسردگی ماندگارتر است و زندگی فرد را مختل می‌کند.

افسردگی پس از مهاجرت چقدر طول می‌کشد؟

مدت آن به شرایط فرد و شدت علائم بستگی دارد، اما ادامه‌داشتن نشانه‌ها یا اختلال در زندگی روزمره نیاز به ارزیابی متخصص دارد.

منبع: Depressionـafterـimmigration