درمان اختلال دوقطبی (Bipolar Disorder) به همراه معرفی آن

اختلال دو قطبی

اختلال دوقطبی که با نام «اختلال خلقی» یا «اختلال خلقی-عاطفی» نیز شناخته می‌شود، یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال شایع‌ترین اختلالات روانی است که تأثیر چشمگیری بر احساسات، افکار و رفتارهای فرد دارد. این اختلال با نوسانات شدید و غیرقابل پیش‌بینی خلق‌وخو شناخته می‌شود؛ به‌طوری‌که فرد ممکن است در یک بازه زمانی دچار حالت شیدایی (مانیا یا هیپومانیا) و در بازه‌ای دیگر دچار افسردگی شدید شود.

در حالی که همه افراد در طول زندگی خود بالا و پایین‌های روحی را تجربه می‌کنند، نوسانات خلقی در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی بسیار عمیق‌تر، طولانی‌تر و شدیدتر است و معمولاً بدون درمان، زندگی فرد را در ابعاد مختلف از جمله روابط خانوادگی، شغل، تحصیل و حتی تصمیم‌گیری‌های روزمره دچار اختلال می‌کند.

اختلال دوقطبی می‌تواند در هر سنی ظاهر شود، اما اغلب در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی تشخیص داده می‌شود. علائم این اختلال ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد، اما آنچه اهمیت دارد، تشخیص به‌موقع و دریافت درمان مناسب است؛ زیرا بدون مداخله حرفه‌ای، این اختلال می‌تواند روند زندگی را به‌طور جدی مختل کند. در ادامه، به‌طور جامع به بررسی علائم، دلایل و انواع اختلال دوقطبی می‌پردازیم و همچنین راهکارهای مؤثر درمان اختلال دوقطبی در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان را معرفی خواهیم کرد.

از کجا بفهمم بیماری دو قطبی دارم؟

شاید برایتان پیش آمده باشد که گاهی سرشار از انرژی، انگیزه و ایده‌های خلاقانه هستید، اما مدتی بعد ناگهان احساس بی‌انگیزگی، غم شدید یا حتی پوچی می‌کنید. اگر این نوسانات خلقی به‌گونه‌ای هستند که بر روابط، کار یا زندگی روزمره‌تان تأثیر گذاشته‌اند، ممکن است با این پرسش روبه‌رو شوید:

«نکند من دچار اختلال دوقطبی هستم؟»

اختلال دوقطبی فقط به بالا و پایین شدن‌های معمول روحیه مربوط نمی‌شود. همه‌ی ما گاهی شاد و گاهی غمگین هستیم، اما در دوقطبی این نوسانات شدید، طولانی‌مدت و غیرقابل کنترل هستند. برای شناخت بهتر، بیایید نگاهی دقیق‌تر به علائم این اختلال بیندازیم.

اپیزودها و علائم دو قطبی

اپیزودها و علائم دو قطبی

اختلال دوقطبی یک اختلال روانی است که به تناوب بین دو حالت مختلف شناخته شده است: حالت افسردگی و حالت مانیا یا هیپومانیا. این دو حالت به عنوان دو قطب مختلف Bipolar Disorder شناخته می‌شوند. نشانگان و علائم اختلال دوقطبی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

فاز افسردگی:

در این مرحله فرد دچار غم و ناامیدی عمیق می‌شود که عملکرد روزمره را به شدت مختل می‌کند. مهم‌ترین علائم افسردگی در اختلال دوقطبی عبارت‌اند از:

  • احساس غمگینی، پوچی یا ناامیدی طولانی‌مدت
  • بی‌علاقگی نسبت به فعالیت‌هایی که قبلاً لذت‌بخش بوده‌اند
  • تغییر در اشتها (کاهش یا افزایش شدید)
  • مشکلات خواب (بی‌خوابی یا خواب بیش از حد)
  • احساس خستگی و کاهش انرژی مداوم
  • افت تمرکز، فراموش‌کاری یا تصمیم‌گیری دشوار
  • احساس بی‌ارزشی یا گناه
  • افکار خودکشی یا تمایل به آسیب‌زدن به خود

فاز شیدایی (مانیا):

شیدایی حالتی از افزایش شدید انرژی، هیجان و رفتارهای غیرعادی است که معمولاً در اختلال دوقطبی نوع I دیده می‌شود. نشانه‌های مانیا شامل موارد زیر است:

  • احساس سرخوشی، شادی یا هیجان بیش از حد
  • افزایش ناگهانی اعتماد به نفس و احساس "توانمندی بی‌حد"
  • کاهش شدید نیاز به خواب (مثلاً فقط چند ساعت خواب در شب)
  • پرحرفی، صحبت‌های سریع و بی‌وقفه
  • پرش افکار یا عدم تمرکز روی یک موضوع
  • رفتارهای پرخطر مثل ولخرجی شدید، روابط جنسی بی‌پروا یا تصمیم‌گیری‌های ناگهانی
  • تحریک‌پذیری، عصبانیت یا رفتارهای تهاجمی
  • احساس بی‌نیازی به استراحت یا غذا

فاز هیپومانیا (Hypomania):

هیپومانیا شکلی خفیف‌تر از شیدایی است که اغلب در اختلال دوقطبی نوع II دیده می‌شود. اگرچه شدت علائم کمتر است، اما همچنان می‌تواند باعث اختلال در عملکرد فرد شود. نشانه‌های رایج هیپومانیا عبارت‌اند از:

  • افزایش انرژی، فعالیت و میل به کار
  • خلق بالا، احساس شادی یا خوش‌بینی غیرعادی
  • پرحرفی و تمایل به تعامل اجتماعی بیش از حد
  • کاهش نیاز به خواب بدون احساس خستگی
  • احساس خلاقیت و ابتکار زیاد
  • اعتماد به نفس بالا
  • بی‌احتیاطی در تصمیم‌گیری (مثل خریدهای غیرمنطقی یا قضاوت‌های عجولانه)

برخلاف تصور رایج، یک فرد مبتلا به اختلال دوقطبی نمی‌تواند همزمان دچار مانیا و افسردگی باشد. این نوسانات خلقی به صورت ادواری و متناوب رخ می‌دهند. مانیا و هیپومانیا معمولاً کوتاه‌تر هستند و دو تا سه روز در افراد مبتلا به اختلال بایپولار نوع یک و حدود یک هفته تا ده روز در افراد مبتلا به اختلال بایپولار نوع دو طول می‌کشند. اما دوره های افسردگی به نسبت بیشتر است و معمولا تایم های بیشتری بیمار در این دوره می‌ماند. البته باید در ادامه به این نکته اشاره کنیم که شدت و مدت زمان این نوسانات خلقی می‌تواند در افراد مختلف متفاوت باشد.

انواع اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی (Bipolar Disorder) طیفی از اختلالات خلقی است که با نوسانات بین حالت‌های افسردگی و شیدایی (مانیا یا هیپومانیا) مشخص می‌شود. DSM-5 (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) این اختلال را در طبقه‌ای مستقل تحت عنوان “اختلالات دوقطبی و اختلالات مرتبط” قرار داده و آن را به چند زیرگروه مشخص تقسیم می‌کند. در ادامه، انواع اصلی اختلال دوقطبی و ویژگی‌های تشخیصی هر یک را به‌طور دقیق بررسی می‌کنیم:

1. اختلال دوقطبی نوع I (Bipolar I Disorder)

1. اختلال دوقطبی نوع I (Bipolar I Disorder)

وجود حداقل یک اپیزود مانیا (شیدایی) که ممکن است با یا بدون اپیزود افسردگی عمده همراه باشد.

ویژگی‌ها:

  • دوره شیدایی حداقل ۷ روز به طول می‌انجامد یا نیاز به بستری دارد.
  • شیدایی با افزایش شدید انرژی، خلق بالا یا تحریک‌پذیر، رفتارهای پرخطر و گاهی توهم یا هذیان همراه است.
  • اپیزود افسردگی عمده نیز معمولاً رخ می‌دهد، اما وجود آن برای تشخیص الزامی نیست.

نکته: دوقطبی نوع I شدیدترین فرم این اختلال است و بیشترین میزان ناتوانی عملکردی را ایجاد می‌کند.

2. اختلال دوقطبی نوع II (Bipolar II Disorder)

2. اختلال دوقطبی نوع II (Bipolar II Disorder)

وجود حداقل یک دوره هیپومانیا (شیدایی خفیف) و حداقل یک دوره افسردگی عمده.

ویژگی‌ها:

  • هیپومانیا کوتاه‌تر از مانیاست (حداقل ۴ روز طول دارد) و شدت آن به‌گونه‌ای نیست که باعث اختلال شدید عملکرد یا نیاز به بستری شود.
  • اپیزود افسردگی شدیدتر، طولانی‌تر و ناتوان‌کننده‌تر از دوره هیپومانیا است.
  • در اختلال دوقطبی نوع II، هیچ‌گاه اپیزود مانیا (شیدایی کامل) دیده نمی‌شود؛ در صورت بروز، تشخیص به نوع I تغییر می‌کند.

3. اختلال سیکلوتایمیک (Cyclothymic Disorder)

3. اختلال سیکلوتایمیک (Cyclothymic Disorder)

نوسانات خلقی خفیف اما مزمن که به مدت حداقل ۲ سال (در کودکان و نوجوانان: ۱ سال) ادامه دارد.

ویژگی‌ها:

  • در این اختلال، بیمار دوره‌های متعددی از علائم هیپومانیا و افسردگی را تجربه می‌کند که شدت آن‌ها به اندازه‌ی تشخیص مانیا یا افسردگی اساسی نمی‌رسد.
  • با اینکه علائم «زیرآستانه‌ای» هستند، اما می‌توانند باعث اختلال در عملکرد فرد شوند و خطر ابتلا به دوقطبی نوع I یا II در آینده را افزایش دهند.

4. سایر اختلالات دوقطبی و مرتبط مشخص‌شده (Other Specified Bipolar and Related Disorders)

زمانی که ویژگی‌های اختلال خلقی دوقطبی وجود دارد اما معیارهای کامل هیچ‌یک از انواع فوق را برآورده نمی‌کند.

مثال‌ها:

  • دوره‌های شیدایی کوتاه‌تر از ۴ روز
  • اپیزودهای مکرر هیپومانیا بدون افسردگی
  • نوسانات خلقی وابسته به سیکل قاعدگی یا مصرف مواد
  • شیدایی‌های تحریک‌پذیر پس از مصرف دارو یا آسیب مغزی
نوع اختلالتعریف تخصصیویژگی‌های اصلیمدت زمان لازم برای تشخیصوجود مانیاوجود هیپومانیاوجود افسردگی
دوقطبی نوع Iحداقل یک اپیزود مانیا با یا بدون افسردگی عمدهمانیا شدید، گاهی همراه با سایکوز؛ ناتوان‌کنندهحداقل ۷ روز مانیا یا بستریمعمولاً ✅
دوقطبی نوع IIحداقل یک دوره هیپومانیا + یک دوره افسردگی اساسیهیپومانیا خفیف اما افسردگی شدید و ناتوان‌کنندههیپومانیا ≥ ۴ روز
سیکلوتایمیکنوسانات خفیف اما مزمن خلقی به مدت ≥ ۲ سالعلائم خفیف هیپومانیا و افسردگی، بدون رسیدن به معیار تشخیص کاملحداقل ۲ سال در بزرگسالان / ۱ سال در کودکان❌ (زیر آستانه‌ای)❌ (زیر آستانه‌ای)❌ (زیر آستانه‌ای)
انواع مشخص‌شده دیگرعلائم دوقطبی که معیارهای کامل را ندارند، اما مشخص‌اندممکن است طول، شدت یا ترکیب اپیزودها غیرمعمول باشدمتغیرمتغیرمتغیرمتغیر

برای درمان می‌توانید همین الان اقدام کنید...

اختلال دو قطبی در کودکان

اختلال دو قطبی در کودکان

اختلال دوقطبی تنها مختص بزرگسالان نیست. کودکان نیز ممکن است به این بیماری روانی مبتلا شوند، گرچه تشخیص آن در سنین پایین چالش‌برانگیزتر است. نوسانات خلقی در کودکان طبیعی است، اما در کودکان دوقطبی، این نوسانات شدیدتر، مکررتر و خارج از کنترل هستند و می‌توانند به طور جدی بر تحصیل، روابط و عملکرد روزمره آن‌ها تأثیر بگذارند. در ادامه مهم‌ترین علائم اختلال دوقطبی در کودکان را بررسی می‌کنیم:

علائم فاز شیدایی یا هیپومانیا در کودکان:

  • تحرک غیرعادی: کودک بیش از حد پرانرژی یا بی‌قرار است و حتی در محیط‌های ساکت هم نمی‌تواند آرام بماند.
  • پرگویی و حرف‌زدن سریع: کودک مدام حرف می‌زند، به دیگران اجازه صحبت نمی‌دهد و به‌سختی متوقف می‌شود.
  • افزایش اعتماد به نفس افراطی: ممکن است کودک خود را “قهرمان”، “ابر انسان” یا “بی‌نقص” بداند.
  • کاهش نیاز به خواب: با وجود خواب کم، کودک خسته نمی‌شود و انرژی زیادی دارد.
  • رفتارهای تکانشی یا پرخطر: انجام کارهای خطرناک بدون فکر، مانند دویدن وسط خیابان، پریدن از بلندی یا انجام کارهای خطرناک بدون ترس.
  • زود خشمی و تحریک‌پذیری شدید: به‌سادگی عصبی می‌شود، جیغ می‌زند، و واکنش‌های پرخاشگرانه دارد.

علائم فاز افسردگی در کودکان:

  • غم و ناراحتی مداوم: کودک بیشتر روزها ناراحت است یا گریه می‌کند.
  • از دست دادن علاقه به بازی یا دوستان: کودک دیگر به فعالیت‌هایی که قبلاً لذت می‌برد، علاقه‌ای ندارد.
  • خستگی و بی‌انرژی بودن: کودک دائم خسته است، خواب‌آلود یا بی‌حال دیده می‌شود.
  • تغییر اشتها و وزن: یا زیاد غذا می‌خورد یا اشتها ندارد؛ ممکن است وزنش به‌سرعت تغییر کند.
  • افکار خودآزاری یا مرگ: حتی کودکان هم ممکن است جملاتی مانند «ای کاش نبودم» یا «من به درد نمی‌خورم» بگویند.
  • کاهش تمرکز و افت تحصیلی: کودک نمی‌تواند تمرکز کند، تکالیفش را فراموش می‌کند یا نمراتش پایین می‌آید.

برای اطلاعات بیشتر به مقاله اختلال دوقطبی در کودکان مراجعه کنید.

علت بروز اختلال دو قطبی چیست؟

علت بروز اختلال دو قطبی چیست؟

۱. عوامل ژنتیکی

شواهد قوی وجود دارد که مؤید نقش بارز عوامل ژنتیکی در بروز اختلال دو قطبی هستند. بر اساس داده‌های اپیدمیولوژیک نقل‌شده در کاپلان و سادوک، خطر ابتلا به اختلال دوقطبی در بستگان درجه اول بیماران مبتلا حدود ۵ تا ۱۰ درصد و در دوقلوهای یک‌تخمکی (مونوزیگوت) تا ۴۰ تا ۷۰ درصد افزایش می‌یابد. این موضوع نشان می‌دهد که ژنتیک به‌عنوان یک عامل مستعدکننده (predisposing factor) در اختلال دو قطبی ایفای نقش می‌کند، اگرچه خود به‌تنهایی برای بروز آن کافی نیست.

۲. اختلالات نوروترانسمیترها (انتقال‌دهنده‌های عصبی)

از منظر نوروبیولوژیک، عدم تعادل در سیستم‌های نوروترانسمیترها – به‌ویژه دوپامین، نوراپی‌نفرین، سروتونین و گلوتامات – در بروز و تداوم اپیزودهای خلقی نقش دارد. به‌طور مثال، افزایش فعالیت دوپامین در نواحی خاصی از مغز می‌تواند با علائم شیدایی و کاهش آن با علائم افسردگی هم‌بستگی داشته باشد. مدل‌های نوروشیمیایی مدرن، به‌ویژه فرضیه «نوسانات حساسیت گیرنده‌ها»، توضیحی برای تغییرات خلقی در دو قطبی ارائه می‌دهند که به‌صورت سیکلیک و نوسانی عمل می‌کنند.

۳. اختلال عملکرد محور HPA (هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال)

۳. اختلال عملکرد محور HPA (هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال)

مطالعات نورواندوکرینولوژیک حاکی از آن‌اند که عملکرد نامنظم محور HPA ممکن است در بروز علائم افسردگی و شیدایی نقش داشته باشد. این محور مسئول پاسخ به استرس در بدن است و در افراد مبتلا به دو قطبی، افزایش سطح کورتیزول و پاسخ بیش‌فعال به استرس مشاهده شده است.

۴. عوامل ساختمانی و عملکردی مغز

نتایج حاصل از تصویربرداری‌های عصبی (مانند fMRI و PET) حاکی از آن است که بیماران دوقطبی دچار اختلال در عملکرد ساختارهایی چون آمیگدالا، قشر پیش‌پیشانی (prefrontal cortex)، هیپوکامپ و گانگلیون‌های پایه هستند. این نواحی مغزی در پردازش هیجان، کنترل رفتار، تصمیم‌گیری و تنظیم خلق نقش حیاتی دارند.

۵. عوامل روان‌اجتماعی

۵. عوامل روان‌اجتماعی

هرچند اختلال دو قطبی یا بایپولار ریشه‌های عمدتاً زیستی دارد، اما عوامل روانی و محیطی در فعال‌سازی یا تشدید اپیزودهای آن بی‌تأثیر نیستند. استرس‌های روانی–اجتماعی مزمن، تجربه وقایع منفی مانند سوگ، طلاق، محرومیت عاطفی در کودکی یا سبک زندگی نامتعادل (مانند اختلال خواب، مصرف مواد یا عدم رعایت ریتم شبانه‌روزی) می‌توانند به‌عنوان عوامل تسریع‌کننده (precipitating factors) در ظهور و شدت‌یافتن این اختلال روانی عمل کنند. در واقع، مدل آسیب‌پذیری–استرس (vulnerability-stress model) برای اختلال دوقطبی همچنان مدل غالب نظری در روانپزشکی مدرن است.

عوامل تشدیدکننده اختلال دوقطبی | تحلیل علمی بر پایه منابع معتبر روانپزشکی

اختلال دوقطبی (Bipolar Disorder) یک اختلال مزمن با ماهیتی عودکننده است که حتی در صورت دریافت درمان مناسب نیز ممکن است فرد دچار بازگشت دوره‌های خلقی شود. DSM-5 و منابع معتبری همچون Kaplan & Sadock’s Synopsis of Psychiatry بر این نکته تأکید دارند که عوامل خاصی می‌توانند به‌عنوان محرک یا تشدیدکننده‌ی اپیزودهای خلقی عمل کنند. در ادامه، به مهم‌ترین عوامل تشدیدکننده اختلال دوقطبی از دیدگاه تخصصی اشاره می‌کنیم:

۱. استرس روانی–اجتماعی (Psychosocial Stressors)

۱. استرس روانی–اجتماعی (Psychosocial Stressors)

استرس‌های حاد یا مزمن – اعم از فقدان عزیزان، جدایی، مشکلات شغلی، فشار مالی، یا تعارضات خانوادگی – می‌توانند به‌عنوان trigger اپیزودهای افسردگی یا شیدایی عمل کنند. در مدل آسیب‌پذیری–استرس (Diathesis-Stress Model) که توسط کاپلان معرفی شده، استرس محیطی عامل تسریع‌کننده در فعال‌سازی اختلال در افراد مستعد در نظر گرفته می‌شود.

۲. اختلال در ریتم شبانه‌روزی (Circadian Rhythm Disruption)

اختلال دوقطبی به‌شدت با بی‌نظمی در ریتم سیرکادین یا همان چرخه خواب–بیداری مرتبط است. اختلال در ساعت خواب، بیداری‌های شبانه یا تغییر در شیفت کاری می‌تواند به‌طور مستقیم باعث بروز فاز شیدایی یا هیپومانیا شود. برخی مطالعات نشان داده‌اند که حتی یک شب بی‌خوابی می‌تواند آغازگر یک اپیزود مانیک در افراد مستعد باشد.

۳. مصرف مواد روان‌گردان (Substance Use)

بر اساس شواهد علمی، بین مصرف موادی مانند الکل، کوکائین، آمفتامین‌ها، حشیش و LSD با تشدید اختلال دوقطبی رابطه‌ای مستقیم وجود دارد. این مواد نه‌تنها می‌توانند خلق را به‌طور مصنوعی بالا یا پایین ببرند، بلکه با اختلال در تعادل نوروترانسمیترها باعث ناپایداری بیشتر در خلق و رفتار می‌شوند. مصرف هم‌زمان این مواد با داروهای تجویز‌شده نیز اثربخشی درمان را به‌شدت کاهش می‌دهد.

۴. عدم پایبندی به درمان (Nonadherence to Medication)

یکی از شایع‌ترین عوامل عود در بیماران دوقطبی، قطع خودسرانه داروها یا مصرف نامنظم آن‌هاست. اغلب بیماران در فاز شیدایی یا هیپومانیا احساس می‌کنند نیازی به ادامه درمان ندارند، در حالی که این تصمیم می‌تواند مستقیماً منجر به عود سریع علائم شود. به‌ویژه قطع داروهایی مانند لیتیوم، والپروات، یا داروهای ضدروان‌پریشی بدون نظارت پزشک، بسیار پرخطر است.

۵. تغییرات هورمونی و جسمی (Hormonal or Physical Triggers)

۵. تغییرات هورمونی و جسمی (Hormonal or Physical Triggers)

برخی تغییرات فیزیولوژیکی مانند زایمان، قاعدگی، یائسگی یا بیماری‌های جسمی مزمن می‌توانند باعث بی‌ثباتی خلقی شوند. به‌عنوان مثال، در DSM-5 به شکل خاصی از اختلال دوقطبی پس از زایمان (Postpartum Bipolar Disorder) اشاره شده است که در زنان مستعد، بسیار شایع و خطرناک است.

۶. عوامل شخصیتی و سبک مقابله (Personality and Coping Style)

افرادی که دارای سبک‌های مقابله‌ای ناکارآمد، کمال‌گرا یا وابسته هستند، ممکن است نسبت به فشارهای محیطی واکنش‌های شدیدتری نشان دهند. همچنین، وجود اختلالات همبودی (Comorbid Disorders) مانند اختلال شخصیت مرزی (BPD) یا اضطراب تعمیم‌یافته می‌تواند شدت و پیچیدگی علائم دوقطبی را افزایش دهد.

تفاوت اختلال دوقطبی در زنان و مردان

علائم اختلال دوقطبی ممکن است در مردان و زنان متفاوت باشند، اما این تفاوت‌ها بر اساس تحقیقات و مشاهدات کمتری نسبت به تفاوت‌های جنسیتی در اختلال دوقطبی وجود دارد. با این حال، برخی از تفاوت‌های ممکن شامل موارد زیر است:

ویژگیزنانمردان
الگوی مانیابیشتر موضوعی و انتقالیبیشتر خشونت‌آمیز و هیجانی
الگوی افسردگیبیشتر با تنفر از خود، اضطراب و علائم جسمیبیشتر با خشم و تحریک‌پذیری
تأثیر هورمون‌هاتغییرات هورمونی می‌تواند باعث نوسانات خلقی شودتأثیر قابل توجهی ندارد
میزان ابتلا به انواعبیشتر در معرض ابتلا به نوع 2نرخ مشابه در همه انواع
سن شروعممکن است در سنین پایین‌تری شروع شودنرخ مشابه در هر دو جنس
میزان خودکشینرخ بالانرخ پایین‌

چگونه با فردی که اختلال دوقطبی دارد زندگی کنیم؟

چگونه با فردی که اختلال دوقطبی دارد زندگی کنیم؟

زندگی با فردی که به اختلال دوقطبی مبتلاست می‌تواند پر از چالش‌های احساسی و رفتاری باشد، اما با شناخت دقیق این بیماری، صبوری و ایجاد مرزهای سالم، می‌توان رابطه‌ای متعادل و حمایتی ساخت. نوسانات خلقی از فازهای پرانرژی و بی‌پروا (مانیا) تا دوره‌های غم و ناامیدی عمیق (افسردگی) ممکن است فضای خانه را دچار تنش کند. درک این چرخه‌ها، تشویق بیمار به ادامه درمان، و حمایت بدون قضاوت نقش مهمی در کاهش شدت حملات دارد.

در عین حال، خانواده و همسر بیمار نباید از سلامت روان خود غافل شوند. مراقبت از خود، دریافت مشاوره تخصصی و آشنایی با مهارت‌های تنظیم رابطه از طریق مراکزی مانند مرکز روانشناسی نورسین، به شما کمک می‌کند تا از فرسودگی جلوگیری کرده و در کنار عزیزتان، زندگی مشترکی آرام‌تر، آگاهانه‌تر و انسانی‌تر تجربه کنید.

تفاوت اختلال دو قطبی با اسکیزوفرنی در چیست؟

تفاوت اختلال دو قطبی با اسکیزوفرنی در چیست؟

تشخیص افتراقی بین اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنی به دلیل وجود علائم همپوشانی بین این دو بیماری روان پیچیده است. با این حال، درک تفاوت‌های کلیدی بین این دو اختلال می‌تواند به تشخیص دقیق‌تر و در نهایت درمان مناسب‌تر منجر شود.

  1. خلق و خو: در اختلال دوقطبی، نوسانات خلقی معمولاً بین دوره‌های مانیا و افسردگی اتفاق می‌افتد. اما در اسکیزوفرنی، خلق و خو معمولاً پایدارتر است و تغییرات اندکی در طول زمان دارد.
  2. توهمات و هذیان‌ها: در اختلال دوقطبی، توهمات و هذیان‌ها معمولاً با خلق و خو مرتبط هستند و در دوره‌های مانیا و افسردگی شایع‌تر هستند. اما در اسکیزوفرنی، توهمات و هذیان‌ها ممکن است به صورت مستقل از خلق و خو ظاهر شوند و شامل توهمات شنیداری و بینایی بی‌انگیزه هستند.
  3. گفتار و تفکر: در اختلال دوقطبی، تفکر و گفتار معمولاً با نوسانات خلقی متناسب است، اما در اسکیزوفرنی، تفکر و گفتار اغلب بی‌ارتباط و آشفته است و ممکن است برای فهمیدن افکار فرد دشوار باشد.
  4. عملکرد: افراد مبتلا به اختلال دوقطبی ممکن است در زندگی روزمره و عملکرد شغلی و اجتماعی خود تحت تأثیر نوسانات خلقی قرار بگیرند، اما با درمان مناسب می‌توانند عملکرد خود را بهبود بخشند. اما در اسکیزوفرنی، علائم از جمله توهمات و هذیان‌ها می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر عملکرد روزمره و اجتماعی فرد داشته باشند و نیازمند درمان مداوم هستند.

بنابراین، بررسی دقیق علائم و ویژگی‌ها و توجه به تفاوت‌های کلیدی بین این دو اختلال می‌تواند در تشخیص صحیح و درمان موثر کمک کننده باشد.

تست برای اختلال دوقطبی

اختلال دو قطبی با یک تست واحد قابل تشخیص نیست. پزشکان برای تشخیص این بیماری از ترکیبی از ارزیابی ها، از جمله مصاحبه های بالینی، ارزیابی های روانپزشکی و معاینات فیزیکی استفاده می کنند.

اگر در طی این ارزیابی ها به شما تشخیص اختلال دو قطبی داده شود، مهم است که به یاد داشته باشید که تنها نیستید و این بیماری قابل درمان است. با درمان مناسب، اکثر افراد مبتلا به اختلال دو قطبی می توانند زندگی سالم و پرباری داشته باشند.

اختلال دوقطبی چقدر طول می‌کشد؟

اختلال دوقطبی یک بیماری مزمن است که نیازمند مداومت در درمان و مراقبت است. مدت زمان درمان اختلال بایپولار بسیار متغیر است و بسته به عوامل مختلفی از جمله شدت علائم، پاسخ به درمان، پایداری علائم و همکاری فرد ممکن است متفاوت باشد.

برخی افراد ممکن است به درمان‌ها بهتر و سریعتر پاسخ دهند و بهبود آن‌ها نسبت به دیگران سریع‌تر اتفاق بیافتد، در حالی که برخی افراد نیاز به مداومت و پیگیری درمانی دارند تا بهبود مشاهده کنند. همچنین، مشارکت فعال فرد در درمان و پیروی از راهنمایی‌ها و دستورات پزشک نقش بسیار مهمی در مدت زمان درمان دارد و می‌تواند تأثیر بسزایی بر نتیجه نهایی درمان داشته باشد.

روان‌درمانی اختلال دو قطبی در تهران

روان‌درمانی اختلال دو قطبی در تهران

روان درمانی می‌تواند به افراد مبتلا به اختلال دوقطبی کمک کند تا با علائم خود مقابله کنند و مهارت‌های مقابله‌ای را یاد بگیرند. انواع مختلف روان درمانی برای اختلال دوقطبی وجود دارد که برای بهود این بیماری بهتر است در کنار دارو درمانی پیگیری شود، در اینجا به پنج نوع رایج روان‌درمانی برای اختلال دوقطبی می پردازیم:

1. درمان شناختی رفتاری (CBT)

CBT به افراد مبتلا به اختلال دوقطبی کمک می کند تا الگوهای تفکر و رفتاری منفی را که می تواند علائم آنها را بدتر کند، شناسایی و تغییر دهند. در CBT، افراد یاد می گیرند که چگونه افکار خود را به چالش بکشند و الگوهای تفکر منفی را با افکار واقع بینانه تر و مثبت تر جایگزین کنند. آنها همچنین مهارت های مقابله ای را برای مدیریت استرس و نوسانات خلقی یاد می گیرند.

مثال: فردی که مبتلا به اختلال دوقطبی است ممکن است این باور منفی را داشته باشد که “من هرگز به اندازه کافی خوب نیستم.” یک درمانگر CBT می تواند به این فرد کمک کند تا این باور را به چالش بکشد و شواهدی را پیدا کند که نشان می دهد این باور درست نیست. درمانگر همچنین می تواند به این فرد کمک کند تا الگوی تفکر جایگزینی مانند “من به اندازه کافی خوب هستم و لیاقت شاد بودن را دارم” را توسعه دهد.

2. درمان مبتنی بر ذهن آگاهی

ذهن آگاهی به معنای تمرکز بر لحظه حال و پذیرش افکار و احساسات بدون قضاوت است. درمان مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به افراد مبتلا به اختلال دوقطبی در کاهش استرس، اضطراب و علائم افسردگی کمک کند.

مثال: در یک تمرین ذهن آگاهی، فرد ممکن است از او خواسته شود که روی تنفس خود تمرکز کند و متوجه افکار و احساسات خود شود که بدون قضاوت از ذهن او عبور می کنند. این می تواند به فرد کمک کند تا یاد بگیرد که با افکار و احساسات خود به روشی سالم تر کنار بیاید.

3. درمان بین فردی (IPT)

IPT بر روابط بین فردی و نحوه تأثیر آنها بر خلق و خو تمرکز دارد. IPT می تواند به افراد مبتلا به اختلال دوقطبی در بهبود مهارت های ارتباطی، حل تعارض و ایجاد روابط سالم تر کمک کند.

مثال: در IPT، یک درمانگر ممکن است به فردی که در روابط خود با مشکلاتی روبرو است، کمک کند تا الگوهای تعاملی منفی را شناسایی کند و راهکارهایی برای بهبود ارتباطات خود با دیگران ایجاد کند.

4. روان درمانی گروهی

روان درمانی گروهی شامل شرکت در جلسات گروهی با سایر افراد مبتلا به اختلال دوقطبی است. روان درمانی گروهی می تواند به افراد در به اشتراک گذاشتن تجربیات خود، یادگیری از یکدیگر و دریافت حمایت از دیگران کمک کند.

5. روانکاوی

درمان اختلال دوقطبی با روانکاوی معمولاً شامل جلسات مشاوره است که در آن فرد با مشاور خود بر روی تحلیل و فهم عمیق‌تر عواطف، افکار و رفتارهای خود کار می‌کند. این فرآیند می‌تواند به فرد کمک کند تا الگوهای ناخودآگاه خود را درک کند و از طریق شناخت این الگوها، به تغییر آنها بپردازد. این درمان می‌تواند به فرد کمک کند تا بهترین راهکارهای ممکن برای مدیریت و مقابله با عوارض اختلال دوقطبی را شناسایی کند و بیشتر درک و هماهنگی با خودش داشته باشد.

مثال:یک فرد با اختلال دوقطبی دوره افسردگی شدیدی را تجربه می‌کند و به دنبال تجربه‌های منفی زیادی در زندگی‌اش احساس ترس، اضطراب و بی‌رمقی می‌کند. او به مشاوره روانکاوی مراجعه می‌کند تا بهترین راه برای مدیریت این علائم را پیدا کند. در جلسات مشاوره، مشاور با این فرد درباره تجربیات قبلی، الگوهای رفتاری و افکار ناخودآگاهش بحث می‌کند.

دارودرمانی اختلال دوقطبی

دارودرمانی اختلال دوقطبی

درمان اختلال دوقطبی اغلب شامل مصرف داروهای مختلف است که برای کنترل علائم مانیا، افسردگی و تثبیت خلق و خو استفاده می‌شوند. برخی از داروهای معمولاً مورد استفاده در این درمان عبارتند از:

تثبیت‌کننده‌های خلق و خو

درمان اختلال دوقطبی معمولاً با استفاده از تثبیت‌کننده‌های خلق و خو آغاز می‌شود. این داروها مانند لیتیم، والپروات سدیم، لاموتریژین و کربامازپین به عنوان معالجه اصلی برای کاهش شدت دوره‌های مانیا و افسردگی استفاده می‌شوند.

برای مثال، لیتیم به عنوان یکی از داروهای اولین خط درمان اختلال دوقطبی شناخته می‌شود و عمدتاً برای کنترل علائم مانیا مورد استفاده قرار می‌گیرد. والپروات سدیم نیز از داروهای مؤثر در کنترل علائم مانیا است که معمولاً برای افرادی که به لیتیم پاسخ نمی‌دهند، تجویز می‌شود.

ضدافسردگی

برخی از افراد ممکن است به داروهای ضدافسردگی نیز نیاز داشته باشند، اما باید با احتیاط و تحت نظر پزشک مصرف شوند تا از افزایش خطر دوره‌های شیدایی جلوگیری شود. این داروها اغلب به عنوان تکمیلی به تثبیت‌کننده‌های خلق و خو استفاده می‌شوند تا کمک کنند علائم افسردگی را کاهش دهند.

برای مثال، مصرف آنتی کولینرژیک هایی مانند نورتریپتیلین یا آنتی دپرسانت ها سروتونین و نوراپی‌نفرین، می‌تواند در کنترل علائم افسردگی کمک کند.

ضد روان‌پریشی

ضد روان‌پریشی‌ها همچنین می‌توانند در کنترل علائم مانیایی مفید باشند. داروهایی مانند هالوپریدول، کوئتیاپین و اولانزاپین به عنوان معالجه‌کننده‌های مانیایی مورد استفاده قرار می‌گیرند. این داروها عمدتاً برای کنترل افکار و رفتارهای هیجانی شدید مانند هالوسیناسیون‌ها و وسواس‌ها استفاده می‌شوند.

به طور کلی، استفاده از داروهای ضد روان‌پریشی در اختلال دوقطبی باید توسط پزشک مورد تأیید قرار گیرد و با دقت و تحت نظر پزشک تنظیم شود.

سبک زندگی افراد دوقطبی چگونه باشد؟

سبک زندگی افراد دوقطبی چگونه باشد؟

سبک زندگی افراد دوقطبی می‌تواند تأثیر مستقیمی بر مدیریت اختلال دوقطبی و کیفیت زندگی آنها داشته باشد. در اینجا چند نکته مهم در مورد سبک زندگی افراد دوقطبی ذکر می‌شود:

  1. روند منظم: داشتن یک روند زندگی منظم و قابل پیش‌بینی می‌تواند به فرد کمک کند تا استرس را کاهش دهد و علائم اختلال دوقطبی را کنترل کند. برنامه‌ریزی زمان، ایجاد روال‌های روزانه، و حفظ تعادل بین کار و استراحت از جمله اقداماتی هستند که می‌تواند مفید باشند.

  2. مراقبت از سلامت فیزیکی: تمرین منظم، خوردن مواد غذایی سالم و تغذیه درست و خواب کافی می‌تواند بهبود روحیه و استقامت فیزیکی را تقویت کند و در کنترل علائم اختلال دوقطبی مؤثر باشد.
  3. مدیریت استرس: یادگیری راهکارهای مدیریت استرس مانند تکنیک‌های تنفس عمیق، مدیتیشن، و یوگا می‌تواند به فرد کمک کند تا با تغییرات روحی و استرس‌های زندگی بهتر مقابله کند.
  4. ترکیب کار و استراحت: تلاش برای ایجاد تعادل میان کار و استراحت بسیار مهم است. فعالیت‌های خلاقانه و لذت‌بخش در کنار زمان‌های استراحت و تفریح می‌توانند به بهبود حالت روحی و کنترل علائم اختلال دوقطبی کمک کنند.

درمان اختلال بایپولار با نورسین

مشاوران نورسین می‌توانند به شما یا به فرد مورد نظرتان در مواجهه با علائم اختلال دو قطبی کمک کنند. از طریق مشاوره فردی یا خانوادگی و استفاده از وبینارها و منابع آموزشی، می‌توانید اطلاعات بیشتری در مورد این اختلال و راه‌های مدیریت آن کسب کنید. همچنین، با روانشناسان مجرب در این زمینه مشورت کنید و بهترین راهکارها و راهبردهای ممکن را برای شما و یا فرد مورد نظر خود ارائه بگیرید.